مهارت گوش دادن موثر

مهارت گوش دادن موثر

تاریخ انتشار: آبان ۱۸, ۱۴۰۰
دسته‌بندی: لایف کوچینگ

گوش دادن اولین مهارت کوچینگی است که هر کوچ یا مدیر آینده نگری آن را یاد میگیرد، با این حال کمترمورد استفاده قرار می گیرد، حتی توسط کوچهای شایسته، زیرا در زیر کوهی از ابزارها و تکنیک های پیچیده تر مدفون می شود. شاید دلیل این امر این باشد که بیشتر ما به جای مشاهده کردن، دوست داریم انجام دهیم. از زمانی که ما بچه های کوچکی هستیم  و بازی های مثل ادابازی می کنیم، می خواهیم که  “نوبت ما” بشه تا اجرا کنیم. ما کار راحت را انتخاب میکنیم؛ استفاده از تکنیک‌های کوچینگ سؤال پرسیدن ، تکرار کلمات و بازنگری یا حتی پیشنهاد راه‌حل‌های خودمان، گاهی ساده‌تر از تمرکز بر گفته های بدون وقفه مخاطب است.

قدرت “گوش دادن خوب”  کسی را نمی توان دست کم گرفت. در واقع، بسیاری از افراد خود را به طور موثرتری آموزش می دهند اگر مانعی اجازه صحبت کردن نداشته باشند،. پس ارزش داشتن یک کوچ این است که توجه کوچ بر ذهن مراجع متمرکز باشد. تلاش برای فکر کردن به مسائل مهم آن هم به تنهایی بسیار دشوار است، زیرا ما تمایل داریم به این نتیجه برسیم که  فکر کردن را شروع کرده ایم چه در موزد لیست خرید یا بحث خانوادگی و موضاعات دیگر. اما بعد ، درست زمانی که ما در حال به دست آوردن عمق مطلب در آن موضوع هستیم؛ چیز دیگری پیش می آید.به نظر می رسد که ذهن ما تمایلی به کاوش ندارد و برای اجتناب از آن از هر گونه حواس پرتی استفاده می کند. در حالی که وقتی ما شنین آگاهانه خود را بر همان موضوع اعلام  میکنیم  و تمرکز خود را نشان می دهیم؛ انحراف ه شمت موضوع دیگر دال بر بی احترامی خواهد شد.در طی چندین سال ارزیابی شفاهی، متوجه عادات ظریفی شده ام که مانع گوش دادن خوب می شود، مانند تکان دادن مکرر سر، یا گفتن یک کلمه بعد از هر عبارت کوچ. رایج ترین آنها “OK” یا ” بسیار خوب” است. در کوچینگ، این پاسخ عالی نیست، زیرا حاکی از نهایی بودن است – “خوب،باهاش کنار اومدیم حالا، بیایید ادامه دهیم”.

کالمه انحرافی بعدی “عالی” است. هر چند وقت یک‌بار گفتن این کلمه برای ایجاد انگیزه مفید بازخورد مثبتی را ارائه می‌کند. اما اغلب زمانی این کلمه استفاده می‌شود که هیچ چیز عالی در آن لحظه و آنچه گفته شده وجود نداشته باشد، و در این موارد گوینده تمایل دارد حتی از این که از کلمه استفاده می‌کند آگاه نباشد. و در نهایت، اصالت کل جلسه کم می شود.

تفاوتهایی هم در این مورد وجود دارد، الفاظ مکرر مانند «اوه ها»، «درسته» و «ا هوم» ، به ویژه وقتی جمله را قطع می کنند و باعث حواس پرتی میشود.استفاده گهگاهی از همه این کلمات خوب است و می تواند نشان دهد که کوچ گوش می دهد. چیزی که باید اجتناب کنیم استفاده مکرر و نا خواگاه این الفاظ است. عجیب است که کوچ معمولاً اصلاً از این عادت آگاه نیست، بنابراین  ارزش دارد که هر از گاهی از مراجع ها بازخورد بگیریم.

در تمام موارد فوق، زمانی که به پاسخی نیاز است،  مناسب‌ترین گزینه بازنویسی و بازنگری گفته های مراجع است ،یا بهتر سکوت کنید و به مراجع نگاه کنید و منتظر بمانید تا آن رشته فکری خاص را تمام کند.

من پنج سطح گوش دادن را شناسایی کرده ام. همانطور که در نمودار بالا می بینید  ، سطوح چهار و پنج همتراز هستند. سطح پنج بدون سطح چهار واقعاً گوش دادن نیست:

سطح اول: قطع کردن

نه تنها گوش نمی دهد، بلکه حتی اجازه نمی دهد فرد حرفش را تمام کند:

من فکر می کنم ما باید یک جلسه با کارکنان در مورد آن موضوع ترتیب بدیم و ………….”

“بله، راستی می‌دانستید فردا اعتصاب راه‌آهن ؟ “

آیا تا به حال احساس کرده اید که کسی به سادگی منتظر است  لب های شما از حرکت باز بماند تا بتواند حرف خود را بگوید؟ این یک تغییر در سطح یک گوش دادن است.

سطح دو:  هواپیما ربایی و اجبار کردن

دزدیدن رشته کلام با گفتن  تجربه مشابه خود:

مشکل شنیده شدن در جلسات دارم…”

” من هم داشتم ماه پیش”

حداقل در اینجا گوینده آنچه را که شنونده گفته است شنیده است. اما درست مانند سطح 1، گوینده توپ را گرفته و با آن می دود و رشته کلام را می دزد! آیا کسی را می شناسید که این کار را انجام دهد؟ آیا تا به حال این کار را خودتان انجام می دهید؟

سطح سوم: مشاوره

مشاوره دادن وقتی ارزشمند است که شما موضوع را بررسی کرده باشید و مخاطب را به کشف راه حل تشویق کرده باشید.

من می خواهم یک حساب جدید بازکنم…

کاری که باید انجام دهید این است که…”

این که توصیه زود هنگام ایده خوبی نیست شاید به این دلیل باشد که پیشینه موضوع کامل بان نشده است.ممکن است دلایل مختلفی وجود داشته باشد که گوینده نمی تواند حساب جدید را باز کند و راه حلی که شما ارائه می دهید ممکن است نامربوط باشد. دلیل دیگر این است که به طور کلی مردم  توصیه ها را دوست ندارند و یکی از دلایل آن این است که یک راه حل کاملاً معقول برای شما ممکن است با ارزش ها یا سبک یادگیری یا عملکرد دیگران مطابقت نداشته باشد.

سطح چهار: گوش دادن با دقت

گوش دادن به سخنان سخنران و دعوت بیشتر. به گوینده فرصت فکر کردن بدهید و با نگاه کردن به گوینده نشان دهید که در حال گوش دادن هستید.

مطمئن نیستم که چگونه بخش کاری خودم را بازسازی کنم.”

دوست داری در موردش بیشتر بهم بگی؟

چه حس فانتزی! وقتی کسی به سادگی درخواست می‌کند بیشتر ما رو بشنود، و چقدر به ندرت این اتفاق می‌افتد، چه در خانه و چه در محل کار؟

سطح پنجم: گوش دادن فعال

گوش دادن آنچه در پس و بین  کلمات است؛ گوش دادن به سکوت ها؛ با استفاده از شهود خود؛ ترغیب مراجع به کاوش؛ تسهیلگری او در خودآموزی و آگاهی مراجع؛ و ترغیب  به ارائه پیشنهادات و راهکارها – این کوچینگ است:

من واقعاً باید گزارشم را بنویسم، اما هیچوقت فرصتش نیست. من مثل یک کلاه بردار دیوانه به اطراف می چرخم و در پایان روز به نظر نمی رسد که  به چیزی برسم.

کوچ ماهر از مهارت های مختلفی در پاسخ به چنین اظهاراتی استفاده می کند، گوش دادن، و پاسخ دادن ، به علاوه بازتاب کلمات، خلاصه کردن و پرسیدن سوالات کوچینگ.

سطوح 2 و 3 بالا زمان و جایگاه خود را در مدیریت خوب دارند، به ویژه در امر مشاوره و راهنمایی، اما نمی توان آنها را “گوش دادن” نامید. این دو سطح ممکن است در مکالمه معمولی نیز مناسب باشند، که اغلب فرآیند در حال  داد و ستد اطلاعات و ایده ها هستند. آگاه بودن از اینکه در چه سطحی داریم گوش میدهیم میتواند مفید باشد.بنابراین میتوانیم آگاهانه تصمیم بگیریم که از کدام سطح استفاده کنیم. در یک جلسه کوچینگ، تقریباً همیشه باید در سطوح 4 و 5 باشیم. با این حال، در یک موقعیت اجتماعی، سطح 2 ممکن است برای طرفین راحت تر باشد، و سطح 3 گاهی اوقات مفید است، به خصوص زمانی که شخصی به طور خاص برای مشاوره به ما مراجعه کرده باشد.

اکثر کوچها از دادن مشاوره در جلسه کوچینگ خوشحال هستند چون فکر میکنند مفید است. با این حال، معمولاً به‌عنوان یک پیشنهاد اینطور مطرح میش ود که ابتدا اجازه بگیرید و تا زمان مطرح شدن ایده ای خود مراجع صبر کنید.

دیدگاه‌ها

*
*

دیدگاهی ثبت نشده است.